المنسوب للإمام الصادق ( ع ) ( مترجم وشارح : مصطفوي )

421

مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة ( فارسي )

الهى يا مقامات عبوديت است . و در اين صورت جمله « طول مباهاتهم » اشاره به نتيجهء اين معارف خواهد بود ، كه عبارت از تحقق حقيقت مقام عبوديت باشد . و شخص سالك در اين مرحله ، باطنا و از لحاظ حالات روحى در كمال انبساط و وسعت روحى و نورانيت قلب بوده ، ولى از لحاظ عمل به وظائف بندگى و اداى حق عبوديت مقصر و محزون است . و روى اين نظر : معاشرت و آميزش او با مردم مانند مصاحبت يك فرد مريضى است كه نمىتواند با كمال توافق و مطابق تمايلات مردم رفتار كرده و با آنان همنشينى داشته باشد ، ولى در مقام انس با پروردگار متعال با نهايت محبت و كمال علاقه و خلوص و صفا و خضوع و خشوع رفتار و عمل مىكند . و حزن حضرت يعقوب ( ع ) نيز در مفارقت فرزندش حضرت يوسف از اين نوع است : او در اين جريان به آن طورى كه بايد نمىتواند به وظائف عبوديت عمل كرده و سراپا از جان و دل راضى و تسليم باشد ، و حزن ناشى از قصور در انجام وظيفه بر حزن طبيعى او كه ناشى از فراق فرزندش بود افزوده مىشود . و چون آن حضرت در اين جريان حزن خود را به حساب خداوند گذارده ، و به او تفويض كرده ، و تنها به پيشگاه او گله مىكند استحقاق آن پيدا مىكند كه علوم و معارف و فيوضاتى را نائل شود - و اعلم من الله . و أما جمله - « فبسبب ما تحت الحزن » بعيد نيست كه صحيح اين جمله در اصل « فتثبت فيما تحت الحزن » يا أمثال آن بوده است ، و اين جمله بعدا در مقام استنساخ تحريف شده است ، ز گريه مردم چشمم نشسته در خونست ، ببين كه در طلبت حال مردمان چونست از آن دمى كه ز چشمم برفت رود غريز ، كنار دامن من همچو رود جيحونست چگونه شاد شود اندرون غمگينم ، به اختيار كه از اختيار بيرونست ز بيخودى طلب يار مىكند حافظ ، چو مفلسى كه طلبكار گنج قارونست ( [ قسمت دوم از ] متن ) قيل لربيع بن خثيم : مالك محزون ( مهموما ) قال : لانى مطلوب . و يمين - الحزن الانكسار و شماله الصمت . و الحزن يختص به العارفون لله ، و التفكر يشترك فيه الخاص و العام . و لو حجب الحزن عن قلوب العارفين ساعة لاستغاثوا ،